سيد محمد دامادى

396

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

دل است . بنابراين هرگاه دل در مال نياويزد - تملّك آن مضرّ نيست . [ مرحوم فروزانفر - شرح مثنوى شريف ج 3 صص 997 - 1002 و 1006 ] « حافظ » فرمايد : دولتِ فقر ، خدايا به من ارزانى دار * كاين كرامت ، سببِ حشمت و تمكين من است [ حافظ ، غزل 53 بيت 5 ص 122 چاپ خانلرى ] « حسين واعظ كاشفى سبزوارى » در كتاب « فتوّت نامهء سلطانى » فصل چهارم را به [ بيان فقر و آداب و اركان آن ] ( صص 50 تا 57 چاپ بنياد فرهنگ ايران ) اختصاص داده است و آورده است : الجوهر فقر و سوى الفقر عرض * و الفقر شفاء و سوى الفقر مرض العالم كلّه خداع و غرور * و الفقر من العالم لبّ و غرض « فخر الدّين ابراهيم عراقى » [ 610 - 688 ه ق ] نيز در « لمعات » [ لمعهء بيستم صص 37 - 39 دربارهء فقر ، بيانى عارفانه دارد . و « مجد خوافى » نيز در كتاب « روضهء خلد » كه در 733 ه ق به تقليد از سبك نگارش سعدى در گلستان آن را نگاشته و در هجده باب آن را پرداخته است ، باب دهم كتاب خود را به تقرير و تحرير مطالب « در رياضت و احوال فقر ) ويژه ساخته است [ روضهء خلد صص 168 - 181 با مقدّمه و تحقيق محمود فرّخ - / 1345 - تهران - كتابفروشى زّوار ] فقرِ ظاهر مبين كه حافظ را * سينه ، گنجينهء محبَّت اوست [ حافظ ، غزل 60 / 8 ص 136 ] گر چه گرد آلودِ فقرم ، شرم باد از همّتم * گر به آبِ چشمهء خورشيد ، دامن‌تر كنم [ حافظ ، غزل 338 / 6 ص 692 ] روزگارى شد كه در ميخانه خدمت مىكنم * در لباسِ فقر كارِ اهلِ دولت مىكنم [ حافظ ، غزل 344 / 1 ص 704 ]